اليعقوبي ( مترجم : آيتي )

482

تاريخ اليعقوبي ( فارسي )

و گفت : [ ما من ذنب الا و له عند الله ] التوبة [ الا ] سوء الخلق ، انه لا يخرج من شىء الا وقع فى شر منه ، « هيچ گناهى نيست مگر آنكه براى آن نزد خدا توبه است ، جز بدخويى ، چه بدخو از چيزى رها نمىشود مگر آنكه به بدتر از آن گرفتار آيد . » و گفت : اياك و مهلك [ فان ذا مهل ] قتل اخاه و نفسه و سلطانه ، « از مهلتى كه دارى برحذر باش ، چه مهلت يافته اى برادرش و خودش و پادشاهش را كشت . » و مردى نزد او شرفياب شد ، پس به او گفت : آيا راه معيشتى دارى ؟ گفت : آرى مالى فراوان . پس به او گفت : اذا الله انعم عليك بنعمته فليثن [ 1 ] عليك ، « هر گاه خدا نعمتى به تو داد ، بايد بر تو آشكار شود . » و گفت : لا يدخل الجنة من فى قلبه مثقال ذرة من كبر ، « كسى كه در دلش به اندازه سنگينى ذره‌اى تكبر باشد ، داخل بهشت نمىشود . » پس مردى گفت : اى پيامبر خدا راستى من دوست دارم كه اسب من چست و چالاك و جامه هايم نيكو باشد ، و حتى بند كفش و دسته تازيانه اش را نام برد ، پس گفت : ان الله جميل يحب الجمال ، فانما الكبر ان يمنع الحق و يغمص الباطل [ 2 ] ، « همانا خدا زيبا است و زيبايى را دوست مىدارد ، اما تكبر آن است كه حق را رد كند و مردم را كوچك شمارد . » و نيازمندى از پيامبر خدا حاجت خواست ، پس گفت : ما اصبح فى بيت آل محمد غير صاع من طعام و انهم لأهل تسعة ابيات فهل لهم عنه غنى ؟ « در خانه آل محمد جز يك صاع [ 3 ] خوراكى نمانده است با اينكه ايشان نه خانواده‌اند ، پس آيا از آن بىنيازند ؟ » او هرگز نيازمندى را رد نكرد و هنگامى سرگرم اصلاح كردن تيرهايى از

--> [ 1 ] من ترجمه « فليبن » را نوشتم ولى نسخه ها « فليثن » دارد ، يعنى : بايد بر تو سپاسگزارى شود . [ 2 ] صحيح آن : « يغمص الناس » است ، و در برخى احاديث « من سفه الحق و غمص الناس » يا « من بطر الحق و غمط الناس » آمده است ، و من ترجمه « يغمص الناس » و « يغمط الناس » را نوشتم و در ل : يغمض الباطل است . ر . ك . احياء العلوم ج 3 ص 345 - 347 ، و المغنى عن حمل الاسفار فى الاسفار در ذيل آن . [ 3 ] در حدود 3 كيلوگرم .